عطش
کار : سید صادق فاضلی
از اول تا دهم اسفند ۸۶ ساعت ۱۹ - تالار نفت اهواز
برای جعفر عدنانی و دلتنگیهای اخیرش
پهلوان اکبر می میرد .
غروب غریبه پیرمرد ...
آره خورشید از همیشه پائین تر اومده ...
نه تو اون نیستی... تو ... تو ... جا موندی ، قافله رفت ...
من جا موندم ؟ من جا موندم .
آهای ، منو با خودتون ببرید ، دیگه نمی تونم رو پای خودم راه برم ...
شاید ، شاید ... دارم پیر می شم ، اما شُکر ، هنوز زنده ام چرا وایسادی ؟ یه کاری بکن ، یه چیزی بگو بخندیم .
چیزی پیدا نمی کنی؟ ها ؟ همین خودش خنده دار نیست ؟ بی خیالش مزقونت رو کوک کن !
عمر یه پهلوون همیشه کوتاهه ... گریه بندگون خدا بی علت نیست پیرمرد .
آخه ستاره ها رفتن ، اما شب هنوز مونده !!!
با الهام از ادبیات استاد بهرام بیضایی
شنبه ها با تئاتر * شنبه ها با تئاتر * شنبه ها با تئاتر *
این هفته :
اجرا و نقد و بررسی نمایش :
اینان دندان درد خودیند
( برداشت آزاد از نمایشنامه خشم و هیاهو اثر مهرداد رایانی مخصوص )
طراح وکارگردان: سیاوش عالی پور
بازیگران: سیاوش عالیپور ، مهدی حسامی و ...
زمان : شنبه 20 بهمن 86 ساعت 19
مکان : اهواز – تالار آفتاب
انجمن نمایش اهواز
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
* * *
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
یادش گرامی