سهراب کشی و پدرکشی در تئاتر دفاع مقدس

هنر مردمی تئاتر، همواره از اتفاقات پیرامون خود تاثیر گرفته و با جامعه و تغییرات آن خواسته و ناخواسته ارتباط داشته و بنا به خواست و مقتضیات اجتماعی مردم واکنش نشان داده است.
دوران 8 ساله ی دفاع مقدس در کنار انقلاب 57 به عنوان مهمترین مقطع تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران نقشی تأثیرگذار در ادبیات و هنر و بویزه ادبیات نمایشی کشور داشته که تاثیر بلامنازع و لاینفک آن را می توان در رویدادها و آثار نمایشی این حوزه مشاهده کرد.
تئاتر دفاع مقدس در نگاه پژوهشگران به سه دوره تقسیم شده است :
1-دوره هیجان
2-دوره انتزاع
3- دوره تکنیک
در دوره اول یا دوره هيجان در بيشتر آثار به دليل همزماني با جنگ و نیاز جامعه به تشویق و تهییج با آثاری تبلیغی و شعارزده مواجه بودیم که عموما به دلیل سفارشات و اقتضای ملی فاقد ارزش تکنیکی و هنری بودند .
دوره دوم دوره انتزاع و آثار منتقدانه جنگ بود که در عموم این آثار نوع نگاه هنرمندان به مقوله دفاع مقدس ، منطقی تر و نیز ساختاری تر بود اما به دلیل سیاست گذاری های متغیر جامعه ، اکثر این آثار توسط خود هنرمند زیر تیغ خودسانسوری رفته و ابتر می ماندند .
دوره سوم ، که دوران فعلی است ، مرحله تثبيت و تكنيكي شدن آثار نمايشي دفاع مقدس می باشد كه روند روبه رو شد و علمي شدن در آثار توليدي به خوبي ملموس است. تئاتر امروز جنگ در ایران به قوام یافتگی ملی و بعضا جهانی نیز سایه می زند ، اما تئاتر امروز در عین بارور شدن ، همچنان از مشکلات ابتدایی و پیش پا افتاده ای رنج می برد .
مشکلاتی به نام حاشیه ، سلیقه نگری ، رفیق مداری ، نام شکنی ، حذف نسل جوان ، بهای بی مقدار به نسل ها و و و
این مقاله توان پرداختن به تمامی این مشکلات را ندارد اما در حد وسع ، به یکی از معضلات و آسیب های جدی تئاتر در دهه هشتاد می پردازد .
اواخر دهه ی 70 و اوایل دهه ی 80 با تغییرسیستم وزرارتی و نظارتی در عرصه ی هنر، مقوله ای تحت عنوان گفتمان و نو اندیشی مطرح گردید که متاسفانه به دلیل قرائت های جناحی و تفسیرهای شخصی ، گاهی نو اندیشی به مفهوم حذف نسل های قبل و پیشکسوتان عرصه تئاتر دفاع مقدس عینیت می یافت و بدتر اینکه در قرائت جدید از بزرگان این عرصه ، بعضا با اصطلاحاتی همچون ، فسیل ، مافیای تئاتر و هزار دستان یاد می شد ، و این تعابیر باعث دل آزردگی و انزوای هنرمندان پیشکسوت جنگ دیده گردید و برخی از این اساتید هنوز هم در سکوت و گوشه گیری به سر می برند .
تئاتر ما را آفت سهراب کشی ورستم کشی می کشد و میمیراند
رستم و سهراب دو قطب لاینفک تراژدی ایرانی هستند ، مگر می شود شاهنامه را از لوث پدر تطهیر کرد و ادعای خلق یک تراژدی نو داشت ؟
در مصاحبه یکی از کارگردانان جوان شرکت کننده در جشنواره فتح خرمشهر می خوانیم که :
دیگر وقت آن رسیده که به نامها توجه نکنیم !
چرا؟ مگر تو شاگرد همین نامها نیستی ؟ مگر همین نامها که خود ، جنگ و دفاع را تجربه کرده اند ، زیباترین لحظات مستند و عینی جنگ را الگوی تو نساختند ؟
20 سال از جنگ می گذرد . ما هنرمندان جنگ دیده روز به روز پیر و پیرتر می شویم . در آینده ای نزدیک ، آنهم اگر لطف سیاستهای جاری شامل حالمان گردد ، همه ما را در غرفه ای وزین از موزه جنگ ، جای می دهند و امروز برخی از هنرمندان جوان علاقمند به موضوع دفاع مقدس ، به جای استفاده از تجربه های زنده ، این تجربه ها را مانع از نگاهی نو به تئاتر جنگ می دانند !
. . . تئاتر ما را آفت سهراب کشی ورستم کشی می کشد و میمیراند .
با کمال تاسف باید گفت اولین بذر این آفت را خود ما هنرمندان کاشتیم و هر دو نسل به یک میزان در این تفرق و جدایی افکنی خطاکاریم .
حميد سمندريان كه در دهه 70 دايره گچي قفقازي و بازي استرينربرگ را به صحنه می برد ، سالها در گرداب كارشكنيها سکوت می کند و آرزوي به صحنه بردن گاليله را به آرزو می نشیند . در این میان نسل نو اندیش حاکم بر تئاتر کشور نه تنها زمینه های فعالیت استاد نیم قرن اخیر کشور ، را فراهم نمی کنند ، بلکه هر چه بیشتر او را به سکوت و انزوا رهنمون می سازند .
امیر رضا کوهستانی نماینده بارز نسل جوان و نو اندیش ، از سال 85 تا کنون فعالیتی در کشور نداشته و عمده فعالیت های نمایشی خود را در شهر کلن آلمان متمرکز ساخته و هنوز هم در انتظار فرا رسیدن نوبت اجرا در تئاتر شهر تهران و اجرای نمایش اتاق تک نفره روزگار سپری می کند .
کمی نزدیکتر ، به همین حوالی بیائیم :
محمد جمالپور ، اولین بانی تئاتر دفاع مقدس ، و ایوب بختیاری آخرین نماینده نسل نوگرا به یک اندازه مورد بی مهری قرار می گیرند . حقوق قانونی سعید بهروزی پیشکسوت و رسول حق جوی جوان به یک اندازه به تعویق می افتد . . . . تئاتر ما را آفت سهراب کشی ورستم کشی می کشد و میمیراند .
تئاتر پیر و جوان ندارد ، تئاتر ورزش فوتبال نیست که بازیگرش در سن 35 سالگی بازنشسته شود ، تئاترآزمودن است و تجربه . تئاتر تنها هنری است که فارق التحصیل ندارد . تئاتر هنر خلاقیت است .
آخرین رویداد تئاتری استان دو روز پیش در خرمشهر به پایان رسید . نتایج این رویداد حاکی از برتری تجربه نسبت به تلاش و انگیزه بود اما عموما در آثار بزرگان کمبود انرژی و حرکت ،عینیتی واضح داشت .
تجربه و جوانی لازم و ملزومند اما متاسفانه هر دو نسل این ملزومات تئاتر در خور را از هم دریغ می کنیم . سیاست های یک بوم و دو هوا در این مملکت به قدر کافی هنر مادر را مختل کرده است که ما هنرمندان ، اعم از پیر و جوان ، نو اندیش و پیشکسوت بخواهیم این هنر محتضر را لگد بکوبیم .
تئاتر و بویژه تئاتر دفاع مقدس را نمی توان از پشت درهای بسته هدایت کرد . مدیری ابلاغ کند جایزه ده میلیونی بدهید و مدیر بعدی فرمان تعطیل صادر کند . بنیاد حفظ آثار جشنواره ی دوازده ساله را ببندد و ارشاد جشنواره ی محلی را بین المللی کند .
از سال 72 تا همین سال گذشته مانوس جشنواره تئاتر دفاع مقدس بودیم . جوانی امثال من در این 12 دوره گذشت . امثال من بیشمار جوانانی مستعد و خلاق را به این جریان بزرگ هنری وارد کرده ایم . فرد با هر پست و درجه ای حق ندارد با یک تصمیم آنی و احساسی دو نسل خود سوخته و دلسوخته جنگ و هنر از این رویداد ارزشی محروم کند . اگر کمی نگاه مذهبی و شرعی به این تصمیم نابخردانه بیفزاییم ، حق داریم به جرات این فرمان نظامی را در حق هنر تئاتر دفاع مقدس حق الناس بدانیم .